ميرزا حسن حسينى فسايى

655

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

خود تحويل نمود و حضرت آقا محمد خان از طهران حركت فرمود و در چمن آسپاس « 1 » فارس نزول اجلال نمود و جناب حاجى ابراهيم خان و اعيان فارس را احضار فرموده ، مورد عنايت شاهانه شدند و جان محمد خان قاجار را براى خرابى قلعهء شيراز كه مغفرت‌مآب كريم خان وكيل در چندين سال از گچ و سنگ و آجر ساخته بود ، مأمور نمود . از جماعتى از پيرمردان شيرازى شنيدم كه چون كلنگ و تيشه بر ديوار قلعه اثر نمىكرد ، جماعت سنگ‌تراش به آلات و اسبابى كه سنگ از كوه جدا مىكنند ، آن حصار كوه‌مانند را خراب نمودند ، پس از تمامت بزرگان فارس مطالبهء زن و فرزند به رسم گروگان فرمود و جناب حاجى ابراهيم خان فرزند ارجمند خود اسد اللّه خان كه طفلى نه ساله بود و مادر او كه زنى از اعيان دشتستان است به گروگان سپرده ، روانه قزوين گرديد و حضرت خاقان قاجار از جناب ميرزا - جانى فسائى « 2 » دو نفر گروگان خواست و باعث آن را فرمود كه لطف على خان ، شكايت از ميرزا بيش از ديگر فارسيان داشت و ميرزا اسماعيل و ميرزا ابراهيم پسران ميرزاى معزى اليه به گروگان رفتند و ميرزا اسماعيل به ورود اصفهان وفات يافت و حضرت شهريارى مطالبهء عوض او را فرمود و جناب ميرزا جانى برادر كهتر خود ميرزا حسن والد نگارنده اين فارسنامه را در عوض فرستاد و مدتها در طهران توقف داشتند و خاقان گيتىستان پس از انتظام فارس ، فارسيان را از چمن آسپاس مرخص داشت ، « 3 » و روز چهاردهم ماه محرم 1208 : [ برابر با 23 اوت 1793 ] : رايات ظفرآيات را به جانب طهران برافراشت و نواب لطف على خان زند چون در طبس خبر خرابى قلعه شيراز را شنيد ، امير حسن خان « 4 » حاكم طبس ، سيصد نفر سوار به او داد و روانهء شيراز گرديد [ و ] چون وارد يزد گرديد ، على نقى خان پسر تقى خان « 5 » حاكم يزد با جمعيت فراوان سر راه را بر او گرفت و لطف على خان در حمله اول سپاه يزد را كه ده برابر لشكر او بود چون طومار پيچيده ، به حصار شهر پناه بردند « 6 » و نواب معزى اليه به ابرقوه آمده حصار آن را متصرف گشت و چون خبر عود لطف على خان به مسامع عز و جلال رسيد ، محمد حسين خان قاجار قوينلو پسرخاله و ايشك‌آقاسى خود را مشهور به دوداغ روانه فارس فرمود و چون محمد حسين خان دوداغ به ابرقوه رسيد ، معلوم داشت كه لطف على خان حصار ابرقوه را به عم خود نصر اللّه خان سپرده ، و خود از بوانات و اصطهبانات گذشته « 7 » ، قلعه داراب را كه خانهء نشيمن جعفر خان دارابى « 8 » بود ، تصرف نمود و

--> ( 1 ) . در سرحد چاردانگه . ر ك : فارسنامه ناصرى ، ج 2 ، ذيل گيتىگشا ، ص 376 . ( 2 ) . آقا محمد رضا نويسنده ذيل دوم گيتىگشا مىنويسد : ميرزا جانى فسائى كه از كبرسن الف قامتش دال گشته و در السنه و افواه مشهور به ( فسادى ) و كنكاش فساد و فتنه را مبادى بود و نقش تزوير را بر لوح ضمير . . . تصوير نموده . ( ص 374 ) . ( 3 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 377 . ( 4 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 251 : ( مير حسين خان طبسى ) ، در ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 64 : ( امير حسن خان ) ، در ذيل گيتىگشا ، ص 378 : ( مير حسن خان ) . ( 5 ) . در ذيل گيتىگشا ، ص 378 : ( پسر محمد تقى خان ) . ( 6 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 378 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 251 . ( 7 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 378 ، و روضة الصفا ، ج 9 ، ص 251 . ( 8 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 379 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 251 .